تبليغاتX
اين وبلاگ به آ?نابلاگ انتقال يا?ت
سلام دوستان
از اين به بعد آدرس وبلاگ همين هست كه مي بينيد
www.barooneshab.pib.ir
رفتيم

توي سايت آفتاب لاگ

ان شا الله كه از اين به بعد با مطالب زيبا و عكس هايي مرتبط در خدمت شما هستم


www.barooneshab.pib.ir

www.barooneshab.pib.ir

ياعلي


+ نوشته شده در شنبه 30 تیر1386ساعت 22:28 توسط آ?تابلاگ |

سلام ........
بدون مقدمه مطلبم را براي شما مي نويسم :

آورده اند كه ويكتورهوگو فليسوف معروف فرانسوي كه عمري را به تدريس فلسفه ي كفر و الحاد سپري كرده ،
در 86 سالگي مشغول تدريس فلسفه ي خود بود كه ناگاه رعدوبرق وحشت انگيزي درگرفت و ترس و وحشت
بر كلاس درس مستولي شد ،
ويكتورهوگو كه خود بيش از شاگردان ترسيد بود ، يك مرتبه فرياد كشيد كه :
((بارخدايا ! ما را از اين بلا نجات بده ))

همين فرياد استاد كه ناخودآگاه از فطرت او سرچشمه گرفت و در گوش شاگردان طنين انداخت ، فطرت شاگردان را بيدار ساخت و يكمرتبه داد زدند كه چه شد استاد ؟ چگونه است كه خدا را ياري طلبيدي ؟
تو كه يك عمر به ما گفتي خدايي در كار نيست !!!

پ.ن1: اينم از ويكتور هوگو ديگه كي رو داري هان !
پ.ن2: ممنون از دوستاني كه سالگرد آغاز وبلاگ رو تبريك گفتم و قولي ي دهم كه اين سال سالي پربارتر از سال قبل باشه ............
اينم عكسي از ايشون http://www.ksabz.net/photos/t-1-hugo1a.jpg


ياعلي
+ نوشته شده در دوشنبه 25 تیر1386ساعت 16:6 توسط آ?تابلاگ |

سلام ........
حالتون چطوره؟
دوستان عزيزم شعري از شاعر بزرگ " رهي معيري " انتخاب كردم ، اين شعر بنام شب زنده دار خيلي به دلم نشست ، انگار توي بارون شب و توي خياباني هستي بدون ......


خاطر بي آرزو ، از رنج يار آسوده است
خار خشك ، از منت ابر بهار آسوده است
گر بدست عشق نسپاري عنان اختيار
خاطرت از گريه ي بي اختيار آسوده است
هرزه گردان ، از هواي نفس خود سرگشته اند
گرنخيزد باد غوغاگر ، غبار آسوده است
پاي در دامن كشيدن ، فتنه از خود راندن است
گر زمين را سيل گيرد ، كوهسار آسوده است
كج نهادي پيشه كن ، تا وارهي از دست خلق
غنچه را صدگونه آسيب است ، خار آسوده است
شب سر آمد ، يكدم آخر ديده برهم نه ، رهي
صبحگاهان ، اختر شب زنده دار آسوده است


پ.ن1: امروز مصادف است با سالروز بازگشايي اين وبلاگ ، خيلي خوشحالم كه با اين وبلاگ تونستم مواردي از اين ور و اون ور كه پراكنده بودند ، جمع كنم و بيارم توي وبلاگ
پ.ن2: و شما دوستان ممنونم از تموم راهنماييهاتون طي اين سال ..........................

ياعلي
+ نوشته شده در دوشنبه 4 تیر1386ساعت 18:29 توسط آ?تابلاگ |

سلام ........
عدد 86.400.000برو بياد بسپاريد
فرض كنيد فردا صبح به شما گفته بشه كه شما تو يه بخت آزمايي صاحب 86.400.000 ميليون تومن پول نقد شديد كه اين رو به حسابتون واريز مي كنند .....
اينكارساعت7:00 صبح (با آغاز كار اداري) در حساب جاري ميشه و اين بخت آزمايي طوري برنامه ريزي شده كه تا 7:00 صبح فردا اين پول براي شما و ازآن شماست .
ولي با دميدن طلوع و رسيدن وقت ، متصدي بانك آن را از حساب شما خارج مي كنه و مهلت شما تموم شده مي داند .
....................
86.400.000 ميليون تومن رو چطوري خرج مي كني ؟ ميتوني تمومش كني ؟
از اول صبح شروع كن ، كل مغازه ها رو بگرد ، لباس و كفش بخر ،ماشين بخر و حتي خونه بخر و ..... و .... و .......
البته اينم بگم 86.400.000ميليوني تومني كه داده شده بازخواست ميشه ........... يعني پرسيده ميشه آقا با پول من چي كار كردي تونستي ازش خوب استفاده كني ؟
اگه خوب خرج نكرديد و پول رو توي كارهاي خراب بكار بستي و مشكل بوجود بياري مطمنا با شما برخورد خواهد شد و اگر عالي باشيد فردا هم چنين پولي (!!!) به شما داده ميشه
استفاده از اين پول كه كم هم نيست ، ميتونه لحظاتي زيبا براي شما بسازه
بهرحال روزي خوبي براي شما خواهد بود
...
......
........
باگفتن مطلب فوق دنبال چيز ديگري بودم بجاي 86.400.000ميليون پول 86400 ثانيه بگذاريد و مطلب رو بارديگر بخوانيد
با دميدن صبح 86400 ثانيه از رزاق عالم به ما داده ميشه كه بتواني از آن استفاده كنيم .
برخي توي ول گردي ، اتلاف وقت و ...
و برخي در وصف آموختن هستي


پ.ن1: شما چطوري استفاده مي كنيد ؟ مي تونيد از هر ثانيه – دقيقه – ساعت بهره اي ببريد كه وقتي شب سرتون روي بالش مي گذاريد از خودتون راضي باشيد كه امروز من از وقتم استفاده كاملي كردم . . .
پ.ن2: وقت طلاست !
پ.ن3: نظرتون چيه دراين مورد ....................................

ياعلي
+ نوشته شده در شنبه 19 خرداد1386ساعت 18:35 توسط آ?تابلاگ |

سلام دوستان ...
مطلب قبلي چطور بود...؟
ان شاء الله كه بهره برده باشيد
مي دانيد خداي عزيزمان،استاد تدبير و حكمت ،چهار چيز را درچهار چيز مخفي كرده ؟

حديثي از حضرت علي (ع) دراين باره هست كه مي فرمايد :
1- رضاي خود را در طاعتها ، هيچ طاعتي را سبك نشماريد
شايد خشنودي خدا در همان باشد .

2- غضبش در گناهان ، هيچ گناهي را كوچك ندانيد
ممكن است همان مورد غضب او باشد .

3- استجابت را در دعاها ، هيچ دعايي را ناچيز نپنداريد ،
مبادا همان مستجاب بشه !

4- دوستش را در ميان بندگان ، به هيچ بنده اي بي اعتنايي نكنيد
احتمال دارد او دوست خدا باشد و شما نشناسيد .


پ.ن: خوب...................... نظرتون چيه ؟
ياعلي
+ نوشته شده در چهارشنبه 2 خرداد1386ساعت 17:52 توسط آ?تابلاگ |


سلام دوستان
نماز معراج مؤمن است .
اين جمله رو زياد شنيديد..........
خوب اين هم دليلي بر اين مصداق !
وقتي مي گوئيم نماز مايه قرب به حق مي باشد علاوه بر معنويت ، جايگاه ديگري هم دارد اين جايگاه علمي نماز است :
برخي از کارشناسان معتقدند نماز خواندن تنها غذاي روح انسان نيست , بلکه جسم انسانها را نيز تقويت مي کند و آنها را در مبارزه با مشکلات روزمره ياري مي دهد . وقتي چشمها در حالت نماز ثابت مي ماند جريان فکر هم خود به خود آرام شده و در نتيجه تمرکز فکر افزايش مي يابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصي مانند نزديک بيني مي شود و به لحاظ رواني اين حالت باعث افزايش مقاومت عصبي فرد شده و بيي خوابي و افکار نا آرام را از انسان دور مي کند.
ايستادن در حالت نماز باعث تقويت حالت تعادلي بدن شده و قسمت مرکزي مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات ارادي است را تقويت مي کند و اين عمل باعث مي شود فرد با صرف کمترين نيرو و انرژي به انجام صحيح حرکات بعدي بپردازد. نماز قسمت فوقاني بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقويت کرده و آن را در حالت مستقيم نگاه مي دارد. تقويت احشاء و ماهيچه هاي شکم , حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع يبوست مزمن سوء هاضمه و بي اشتهايي از ديگر خواص نماز خواندن و رکوع در نماز است.
کارشناسان مي گويند در حالت رکوع ماهيچه هاي اطراف ستون مهره ها منبسط مي شود که در متعادل و آرام کردن سمپاتيک موثر است.
مدت زمان خواندن ذکر رکوع نيز باعث تقويت عضلات صورت و گردن ساق پا و رانها مي شودو به اين ترتيب به جريان خون در قسمتهاي مختلف بدن سرعت مي بخشد.
تنظيم متابوليسم بدن فراهم نمودن زمينه از بين رفتن اکثر بيماري ها از بدن , کمک به افزايش حالت استواري و استحکام مغز و بهبود ناراحتي هاي تناسلي و نارسايي هاي تخمدان از ديگر خواص رکوع در نماز است.
سجده نيز ستون مهره هاي بدن را تقويت کرده و دردهاي سياتيک را آرام مي کند. سجده علاوه بر از بين بردن يبوست و سوء هاضمه ,پرده ديافراگم را تقويت کرده و به دفع مواد زايد بدن به دليل فشرده شدن منطقه شکمي کمک مي کند.
سجده همچنين باعث افزايش جريان خون در سر شده که اين امر با تغذيه اين غدد باعث حفظ شادابي , زيبايي و طراوت پوست مي شود.
حالات سجده به واسطه باز شدن مهره ها از يکديگر باعث کشيده شدن اعصابيکه قسمتهاي مختلف بدن را به مغز وصل مي کند,شده و اين اعصاب را در يک حالت تعادلي قرار مي دهد که اين عم براي سلامت انسان بسيار حائز اهميت است.
سجده باعث آسودگي و آرامش در فرد شده و عصبانيت را تسکين مي دهد. استحکام بخشيدن و تقويت عضلات پاها و ران ها , کمک به نفخ معده و روده , بهبود فتق , از خواص نشستن بعد نماز است.
روشن است که نماز فلسفه ي خاص خود را دارد که معراج مومن و مايه ي قرب به حق است و آن را بايد فقط براي خداوند تعالي خواند و نه به انگزه فوايد و آثاري از اين دست, ولي آگاهي از اين دست نظرات علمي نيز مي تواند براي برخي مفيد باش

برگرفته از سايت " تزكيه "
http://www.irankorea.com/tazkiye.html


ياعلي
+ نوشته شده در پنجشنبه 13 اردیبهشت1386ساعت 21:23 توسط آ?تابلاگ |

سلام دوستان ممنونم از با پيامهاتون قوت قلبي هستيد
مطلب جديدم رو بخونيد يه جورايي ، به همه مون برمي گرده :

تعجب خداوند از اعمال بندگان
ازجمله كلماتي كه خداوند متعال درشب معراج وحي فرمود بسوي پيغمبر(ص) اين بود كه يا احمد من تعجب دارم از سه بنده:
1- از بنده اي كه داخل نماز مي شود و او مي داند كه بسوي كه دستهاي خود را برمي دارد و پيش روي كه ايستاده ، معهذا او را حواس پرتي عارض مي شود .
2- از بنده اي كه قوت يكروز نزد او هست ، و او غم فردا را مي خورد .
3- از بنده اي كه نمي داند كه من از او خشنودم يا خشمگين ، و او مي خندد .


پ.ن: اين روزها دنبال مطلب مي گشتم و پيدا نمي كردم ،يه جورايي ............
ياعلي
+ نوشته شده در چهارشنبه 5 اردیبهشت1386ساعت 21:28 توسط آ?تابلاگ |

سال نو مبارك
سلام.....
حرف آخر سال (( سال شمار ))
لحظه ي نو شدن رسيده.............
و حالا من و يك دنيا اميد به زيبايي ها
نگاهي به آسمان با تمام قشنگي هاش براي باره ديگه ولي اين بار زيباتر
سال شماري آنچناني ندارم
زيباترين عملي كه داشتم شروع اين وبلاگ بود
سال 1385 براي من سال چند خوبي نبود كل كارم توي رفت و برگشت به پادگان خلاصه ميشه و دنگ وفنگ هاي آن و جنگ با نفسم ....../ باختن و بردن وساختن /....
ولي توي سال جديد با تموم شدن سربازي برنامه زندگيم عوض ميشه و پرواز مي كنم براي عاشقي
براي از نو تر شدن
براي به كمال رسيدن
بازهم با اين همه گناه ميگم
هوارحم الراحمين

يامقلب القلوب
يا مدبر ليل و نهار
يا محول حول و الاحوال
حول حالنا الي احسن الحال

پ.ن: سال خوبي براتون آرزو مي كنم>
+ نوشته شده در جمعه 3 فروردین1386ساعت 20:14 توسط آ?تابلاگ |

سلام ...
ببخشيد ديگه اين پستم كمي دير شد ولي بازم ......
ايام رحلت پيامبر رو تسليت ميگم ، حديثي از پيامبر(ص) براتون امده كردم كه ان شاءالله ازش بهره ببريد.

روزي يكي از اصحاب پيامبر از سؤالي كرد :
اي پيامبر .....
من نمازم را 5 نوبت مي خوانم و نه بيشتر ....
نه نماز نافله اي ، نه نماز مستحبي ، هيچ نمازي جز واجب توي پرونده ام پيدا نمي شه
روزه ام را فقط ماه رمضان مي گيرم و نه بيشتر
نه روزه اول ماهي ، نه روزه هاي مستحبي
حجي نرفته ام نه عمره و نه واجب
صدقه اي نداده ام
اي پيامبر جاي من در قيامت كجاست ؟؟/
حضرت محمد(ص) جوابي زيبايي دادند :
اي مرد بدان تو با همين اوضاع ! با منِ پيامبر در بهشت در يك جا هستي ، البته يك شرطي دارد ...
كه سه عضو بدنت را و هركدام از دو خصلت بازنگه داري تا با من در بهشت باشي

زبانت را از
غيبت كردن
و دروغ گفتن
.........
قلبت را از
حسادت
و كينه
.........
چشمانت را از
محرمات
و آزار و اذيت مردم
بازنگه دار.

پ.ن1: اينو توضيح بدم كه تموم مواردي كه پيامبر فرمودند همه مون مي دانيم ، بخاطر همين توضيحي ندادم ; اين حديث رو توي مجلسي شنيدم ، شرمنده كه ...........منبع آن را ندادم .
پ.ن2: قصد دارم كه خودم اين كار بكنم البته سخته توي اين زمونه ولي شدني هست .
پ.ن3: راستي پيشاپيش عيدتون مبارك . سالي خوب براتون آرزو مي كنم
ياعلي


+ نوشته شده در شنبه 26 اسفند1385ساعت 15:0 توسط آ?تابلاگ |

سلام......

 

آيا مي دانيد چرا بايد به اين طريق وضو بگيريم و در وقتهاي معيني نماز بخوانيم؟؟؟

مرحوم مجلسي به سند معتبر از امام حسن مجتبي (ع) نقل مي كند كه فرمودند: جمعي از يهوديان حضور حضرت رسول(ص) مشرف شدند و عرضه داشتند چرا وضو را به امت تو به اين نحو واجب فرموده و علت پنج وقتش چيست؟

حضرت رسول(ص) فرمودند : چون حضرت آدم از آن درخت ممنوعه خورد و لباس بهشتي هم از بدنش ريخت، بدن او كه مثل نقره خام مي درخشيد ، سياه و كبود گشت و از اين جهت بسيار ناراحت بود و گريه مي كرد تااينكه...............جبرئيل بر او نازل گشت و دستور داد به اينكه چون دست دراز نموده و ميوه چيده ، دستها را تا مرفق بشويدΠ  

و چون مرتكب آن عمل ناشايست گرديده دست به سر گذاشته سر را مسح نمايدΠ

   و چون بطرف آن درخت قدم برداشته دست برقدمهاي خويش بكشد

 Î   و به اين نحو وضو گيرد

......... و اما وقت هاي نماز عصر موقعي مي باشد كه حضرت آدم از آن درخت خورد و او را از بهشت بيرون كردند پس دراين ساعت نماز عصر بر آدم و فرزندان او تاقيامت واجب گردانيد و همچنين نماز مغرب و عشا و دو ركعت نماز صبح و نماز ظهر را براي شكرانه خداوند بجا آورد

                                         و خدا هم آن را بر اولاد آدم تا قيامت واجب گردانيد .

 ستايش خدايي كه آب را پاك نهاد و نجس نگرداند

 

 

پ.ن : دلم مي خواد همه دوستانم وقتي تقليد مي كنن دنبال دليلش باشند تا اون چيزي كه قبول كردند از جان بپذيرند 

ياعلي

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 اسفند1385ساعت 16:23 توسط آ?تابلاگ |

سلام......

مطلب زير  آنقدر برايم جالب بود كه دلم نيومد توي وبلاگ نذارمش

 شما هم بخونيد البته كامل ..........................!!!

 

 

به حقيقت بگو : آمدم

                                 اگر گفتند: چرا آمدي

                                                             بگو: به كجا برم

اين ره است ، ره ديگر ره نيست

                           اين در است و در دردم ، در نيست

 

اگر گفتند : از كه اِذن گرفتي

                                    بگو : شنيدم ...

                                      برضيافت خانه فيض نوالت (سفره) منعي نيست

 

درگشاده است و صد دروازه

                             و خوانم داده ، ديده كه صلا زده

سفر وا شده ، بياييد من هم آمدم

 

اگر گفتند : تا به حالا كجا بودي

                      سفره ما قديمي است ، همه شب باز است

بگو: ره گم كرده بودم

 

اگر گفتند : چه آوردي

بگو : اول دل شكسته كه از شما نقل است ،

دركوي ما شكسته دلي مي خرند و بس

                               بازار خودفروشي از آن سوي ديگر است

 

ثانيآ جز ، نداري نبود سرمايه من

طلب بخششم از درگه سلطان است

ثالثا خدايا آفريدي رايگان

                                     روزي دادي رايگان

                                                             بيامرز رايگان

                                                                         تو خدايي نه بازرگان

 

گفتند : فضول است بيرونش كنيد

بگو : نمي روم ز ديار شما به كشور ديگر

                                                  بيرون كنيد از اين در ، درآيم از در ديگر

 

گفتند: اين جرإت را از كه آوردي

بگو : از حلم تو

 

گفتند : قابليت استفاده نداري

بگو: قابليت را شما مي دهي

 

اگر گفتند : مذنبي (گنه كاري)

بگو : ناكرده گنه در اين جهان كيست بگو

آنكس كه گنه نكرده و نيست بگو

 

 

من بد كنم و تو به مكافات دهي

پس فرق ميان من و تو چيست بگو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 22 بهمن1385ساعت 16:23 توسط آ?تابلاگ |

جرف دلبري !
+ نوشته شده در دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 19:47 توسط آ?تابلاگ |

سلام دوستان....

حديثي از امام حسين(ع):

پنج چيز اگر شخصي داشته باشد از او به شما خير بركت زيادي به شما                         مي رسد.

دومين ويژگي دين داري است

مي دونيد توي جنگي كه امام با لشكر يزيد كرد توي سربازان يزيد هم نمازخوان داشت هم روزه گير هم حج رفته ، حتي از يكي داشت غسل مي كرد ازش پرسيدند چرا داري غسل مي كني گفت با غسل جهاد كردن ثواب بيشتري دارد

اينها دين نداشتند با آنكه نمازشون ترك نمي شد ولي دينشون منحرف شده بود حقايق پنهان شده بود (مثل ابن ملجم كه نمازش رو مي خوند ولي امام علي (ع) روشهيد كرد اونهم توي محراب !!!)

انسان بي دين و ضعيف مانند كسي هست كه اگر كسي جلويش ( توي محرم الحرام ) نوارشادي گوش بده تذكري نده ، بااينكه اين مرد نمازش ترك نمي شه ولي ضعيفه ! بي دينه !! بدرد نمي خوره

خدا آدمهاي ضعيف و بي دين رو دوست ندارد

اگر خواهري رو ديدي و بهش گفتي بخاطر ناموس امام حسين(ع) اون چندتا مويت هم بپوشون اونوقت دين داري ............

 وقتي كاروان به محرم رسيد ، جايي كه حضرت زينب(س) خواست از مركب پياده بشه حضرت عباس(ع) و جوانان بني هاشم دور عمه رو گرفتند تا چشمان نامحرم ...........

 

آخر كلام ،اگر خواستي معامله اي بكني ببين طرفت با دينه  يا نه ؟ اگر نبود سرت كلاه ميزاره مي خواد يه جوري سركيسه ات كنه ازت ، بيشتر پول بگيره ...............

ولي اگر آدم خدا بود باانصاف معامله مي كنه ، از اون خير و بركتي بهت مي رسه ............

 

ادامه مطلب ان شاءالله در پست بعدي                                      

ياعلي

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه 6 بهمن1385ساعت 10:20 توسط آ?تابلاگ |

سلام.....

براي اين روزها دنبال مطلبي بودم چيزي بهتراز حديث درشآن اين روزها پيدا نكردم.

حديثي از امام حسين(ع):

پنج چيز اگر شخصي داشته باشد از او به شما خير بركت زيادي به شما مي رسد.

اين پنچ ويژگي كه آقا فرمودند برايتان طي اين شبهاي عزيز با توضيحي مختصر                   برايتان خواهم نوشت .

اولين ويژگي كلام امام حسين(ع) عقل است

موجوداتي كه خدا آفريده سه نوع هستند .

دسته اول حيوانات هستند كه فقط شهوت دارند (شهوت يعني ميل به داشتن . ميل به داشتن و خوردن غذا، ميل به داشتن پول،ميل جنسي و ...) حيوان روز و شب دنبال يه غذايي براي سيركردن شكمش هست حالا هرطوري مي خواد بدست بياورد

دسته دوم ملائكه كه داراي عقل مطلق هستند ، همونطوري كه مي دونيد ملائكه شهوتي ندارند  و پاك اطهر هستند

             جوري كه ملكي نيست كه گناهي داشته باشد !  

( البته غير از ملك فطرس  كه بحثي جدايي دارد)

 طوري خدا انها را خلق كرد كه فقط عبادت محض دارند.

ولي دسته سوم ، انسانها..........انسانهايي با عقل و شهوت

و خدا به خاطر همين انسان را لقب اشرف مخلوقات ناميد

اين دو در تعادل نمي تونن باهم باشند

انسان اگر شهوتش بالاتر از عقلش باشد ازحيوان هم پست تر است و روز و شبش رو به پوچي مي گذرونه و آخرش هم بابدبختي مي ميرد

انسان اگر عقلش از شهوتش بالاتر باشد از ملائكه هم بالاتر و افضل تر است زندگي فقط ميل بدست آوردن پول و برطرف كردن نياز جنسي و... نيست ، مثال كسي هست كه وقت شنيدن اذان وقتي كه خدا داره صداش مي كنه ناز نكنه و بلند بشه بره براي نماز اول وقت

همون لحظه شهوت مي گويد كجا ميري دو تا مشتري مياد و تو مغازه رو بستي ، مغازه بغلي بازه و حالا يكي دو ساعت ديرتر و............  

اگر گوش نكردو بلند شدو رفت (اين جاست كه عقلش يكه تازي مي كند ) اين جوان ارزش دارد روي حرفش ميشه حساب كرد اگر كاري برايت كرد خير زيادي مي بيني

اين جوان اشرف مخلوقات است

 اين جوان خليفة الله است

 

 

ياعلي

+ نوشته شده در دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 19:52 توسط آ?تابلاگ |

سلام.....

امام حسين(ع) اين روزها قصدسفردارد سفري براي از نو نوشتن سرنوشت ، سرنوشتي كه جهان اسلام را بيدار        مي كند ، سفري روياي ، سفري با دغدغه هاي ذهني امام (ع) براي خانواده اش ، سفري كه يارانش از ميان هزاران نفر انتخاب شده بودند  (البته خودشون انتخاب كردند در آن شبي كه امام فرمودند در اين تاريكي شب هركس مي خواهد برود كه فردا شهيد خواهد شد )

 

 ولي بازم .............

آقام تنهاست!!!

كيست مرا ياري كند ؟

 

 

 

شايد يك ماه هم نشده از قالب جديدي كه گذاشته بودم  ولي...............

ماه محرم آمد و رنگ هاي جهان ، رنگ باختند توي                    پيراهن مشكي من و تو

وبلاگ ما هم سياه پوش شد تا شريك غمي باشيم

 كه سالياني هست كه بيداد مي كند

 

ياعلي

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 28 دی1385ساعت 20:16 توسط آ?تابلاگ |

سلام...

 

دعاكردن.توسل و توكل اعمالي هستند كه علاوه بر اينكه درانسان احساسي معنوي و روحاني پديد مي آورند باعث عالي ترين  اثر بر ضميرناخودآگاه شده و باورهاي عالي ايجاد مي كند و او را به مقصد و هدف خواسته شده مي رسانند .

 

در اين باره سخني از امام جعفرصادق(ع) فراسوي اين لحظه ي ماست  

  اِذا دَعوت فظن حابَتِكَ بِالباب

........ آن هنگام كه خدا را  براي خواسته اي صدا زدي . اين گونه بايد باور داشته باشد كه آنچه را كه از خدا خواستي در پشت در است و تو مي تواني آنرا برداري .

 

 

ياعلي

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 28 دی1385ساعت 15:47 توسط آ?تابلاگ |

سلام....

اینم چندتا عکس

ازاین وضع جهان و..........

 کار انسانها

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 25 دی1385ساعت 16:34 توسط آ?تابلاگ |

 

سلام....

مطلب قبل را خوانديد؟ ان شاءالله كه مورد استفاده شما بوده

 

« عيد شما مبارك ‌‌»

 

 

 

 

و عيدي بنده را بپذيريد سخني از اميرالمؤمنين در باب نماز :

 

مثل الصٌلاة مثل الحمة علي باب الرٌجَل

مثل نماز . مثل حمام در خانه است . اگر آدمي در شبانه روز پنج مرتبه حمام برود و باز آلوده به كثافت باشد . انگاري حمام نرفته است .

 

به مناسبت عيد غدير بنده يه حال و هوايي به وبلاگ دادم

 ان شاءالله كه مورد رضايت شما  باشد .

                                                                                                              یاعلي

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 18 دی1385ساعت 20:48 توسط آ?تابلاگ |

سلام....

پرسش هاي زير را بخوانيد و موقعيت هاي داده شده را در ذهن خود به تصوير بكشيد و اولين تصويري را كه در ذهنتان مي آيد . يادداشت كنيد . سعي كنيد سوال ها بيش از حد بررسي نكنيد . اين آزمون . نوعي آزمون روانشناسي است و پاسخ هاي داده شده به پرسش ها . مستقيما با ارزشها و ايده هايي كه شما در زندگي شخصي داريد . مرتبط  هستند.

قلم و كاغذ را برداريد و جوابها را يادداشت كنيد .

1-     در جنگل . درحال قدم زدن با شخصي هستيد . همراه شما كيست ؟

2-     بازهم در جنگل قدم مي زنيد . حيواني را مي بينيد . مي توانيد بگوئيد چيست ؟

3-    چه تعامل يا ارتباطي بين شما و آن حيوان ايجاد مي شود ؟

4-    به اعماق جنگل برويد . وارد محوطه اي بدون درخت مي شويد و در مقابل خود . خانه رويايي و ايده آلي را كه هميشه در ذهن داشته ايد . آن خانه را توصيف كنيد .

5-    آيا دور خانه روياهايي شما . نرده يا توري وجود دارد ؟

6-    وارد خانه مي شويد . به اتاق ناهارخوري مي رويد و ميز ناهارخوري را مي بينيد . توضيح دهيد كه روي ميز و دور برآن . چه مي بينيد ؟

7-    از پشت درخانه. خارج مي شويد . بروي چمن ها . فنجاني هست.جنس فنجان ازچيست؟ (سراميك.شيشه.كاغذو...)

8-    با فنجان چه مي كنيد ؟

9-    در حاشيه و اطراف خانه قدم مي زنيد و خود را كنار آب  مي بينيد . آبي كه مي بينيد . چه نوع آبي است؟

           (دريا.اقيانوس.نهر.رودخانه.درياچه و ...)

10- و چگونه از روي آب مي گذريد ؟

.                

..

پاسخ هاي خود را با بررسي هاي زير(ادامه مطلب) مقايسه كنيد و نتيجه بگيريد :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 13 دی1385ساعت 19:3 توسط آ?تابلاگ |

سلام.....

 

 

 

چنان بي پناه ست

                             نفهميدكه در آغوش غريبه اي خوابش برد

چنان غم بر دلش هموار بود

  نفهميد كه شب . روز شد

چنان در پتوي رنگ باخته . غلت خورد

 نفهميد كه گرما چيست

چنان كنار چراغ . روشني مي ديد

       نفهميد كه كي خاموش شد

چنان دست هاي قلاب بهم زير بغل گذاشت

        نفهميد كي اشهدين رو گفت

 

 

 

.......ياعلي

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 دی1385ساعت 19:6 توسط آ?تابلاگ |

سلام.....

جمله زير را به تمام .........

نمي دونم دنبال حرفم چي رو بيان كنم . درك اين جمله باشما عزيزان 

 

 

دردل هرسيب دانه هايي است محدود

در دل هر دانه . سيب هايي نامحدود

دانه باشيم . نه سيب

 

 

حرف دل :

 علم وانسان

در هر علم و پديده . انسانهاي محدودي مسلط به آنند.

در انسان: گنجايش انسان براي اين علم خداوندي بسي در معناي بشري محدويتي نيست  . دانستنيهاي انساني راهي براي آسايش اين بشر

+ نوشته شده در دوشنبه 27 آذر1385ساعت 18:13 توسط آ?تابلاگ |

      سلام.........

  ممنون از شما عزيزان براي سرزدن هاي پياپي . ان شا.الله كه بتوانم جوابگوي شما باشم.........

            و اين بار نقلي ازدنياي ملائك !

     حافظان شب و روز

   شيخ محمدجواد انصاري(ره) تابستان ها روي پشت بام مسجدجامع اقامه جماعت مي فرمود . روزي هنگام غروب كه حاضران منتظر اذان مغرب بودند .

   مرحوم انصاري به مؤذن فرموند : اذان بگو .

    مؤذن عرض كرد كه هنوز كه وقتش نرسيده لست.

    ايشان فرمود :

   مگر رفتن فرشتگان روز و آمدن فرشتگان شب را نمي بيني ؟

 

   گزارشگران امور

   امام جعفرصادق(ع)مي فرمايد :

  ........ و درزمين درختي و كلوخي نباشد. جز اينكه ملكي بر آن گماشته   شده باشد  كه هر روز گزارش  آنرا به خدا مي دهد . درحاليكه خداوند  خودش به حال آنان آگاه تر است .

 

 

 

   حرف دل:

              خلقت ما بي حساب و كتاب نيست

ياعلي

 

 

+ نوشته شده در شنبه 18 آذر1385ساعت 20:38 توسط آ?تابلاگ |

  سلام......

 

    دوستان بازديد كننده با دست پر آمدم . با يك داستان و آرزوي دست يافتني 

 

 ...........    چند قورباغه از جنگل عبور مي كردند كه ناگهان دوتا از آنها

 

به داخل گودال عميقي افتادند .

 

     بقيه قورباغه ها بدنبال آنها به كنار گودال رفتند و وقتي ديدند كه

 

گودال عميق است به دو قورباغه

 

      ديگر گفتند كه ديگه چاره اي نيست براي نجات . شما خواهيد مرد.

 

دوقورباغه با تمام توانشان كوشيدند

 

     كه شايد بيرون بپرند . اما قورباغه هاي ديگر دائما به آنها مي گفتند

 

كه آقا تلاش فايده اي نداره و  نمي توانيد

 

     از گودال خارج بشويد . پس حتمامي ميريد .......... بالاخره يكي از

 

دوقورباغه تسليم گفته هاي دوستانش شد

 

     و دست از تلاش برداشت و به داخل چاه افتاد.اما قورباغه ديگر با

 

تمام توانش براي بيرون پريدن تلاش

 

      مي كرد . بقيه قورباغه ها فرياد مي زدند : بابا دست از تلاش بردار .

 

اما......... .

 

                    .

 

               ..

 

               ...

 

 و  سرانجام از گودال خارج شد

 

قورباغه هائي كه ازاون بالا سعي و تلاشش رومي ديدند .  پرسيدند : مگه

 

حرفهاي ما را نشنيدي ؟! مگه ....؟!

 

هرچي مي گفتند انگار نه انگار . وقتي پرسش و جويي شد . معلوم شد كه

 

اين قورباغه ناشنواست

 

  و تمام مدت فكر مي كرده كه ديگران او را تشويق مي كنند ............. 

 

 

 

 

 

حرف دل :

 

مردم با ناآگاهي خود سدي براي پيشرفت منو تو هستند

 

 

 

                                                                                          یا علی

 

+ نوشته شده در یکشنبه 5 آذر1385ساعت 20:57 توسط آ?تابلاگ |

و حالا  .........

 در این وبلاگ هستی ! با خویشتنی آزاد  و چشمانی باز ،و این  نقلی  از دریای بیکران پیامبر برای حضوری سبز برای من و تو   .........

روزی حضرت رسول(ص) در سایه درختی نشسته بودند در روز بسیار گرم ، ناگهان شخصی آمد و جامه های خود را کند و در زمین غلطید ، گاهی شکم خود را و گاهی پیشانی خود را به زمین گرم  می مالید و می گفت:

ای نفس بچش ، که عذاب الهی از این عظیم تر است .

حضرت رسول به او نظر می فرمود و وقتی او جامه های خود را پوشید ، حضرت او را طلبیده و فرمود که :

ای بنده خدا ، کاری از تو دیدم که از دیگری ندیده ام ، چه چیز ترا باعث این انجام اینکار شد ؟ !

گفت : ترس الهی مرا باعث شد و به نفس خود این گرمی را چشاندم که بداند عذاب الهی را _ که از این شدیدتر است _ تاب ندارد .

سپس حضرت فرمود  به درستی که پروردگارت به تو ملائکه سماوات را مباهات کرد.

 

بحارالانوار ج70 ص387

یا علی

+ نوشته شده در چهارشنبه 24 آبان1385ساعت 21:48 توسط آ?تابلاگ |

                                   

انسان آهنگی است که خدا سروده است.

فقط کافیست سر صبح بزنی بیرون ، به سمت کوهی که از اون خورشید هنوز بالا نیامده راه بری ، لحظه لحظه اوج گرفتن خورشید رو ببینی یک آن چشم برنداری تا بیرون بیاد ، زیبایی نور در کمان کوهها و روز نو و روزی نو  گویای  تولدی دوباره باشد .

شاید با وداع رمضان دلها گرفت ولی فرصت برای درک یار هنوز هست !!!

 

هنگام رویش سبزه ها ، هنگام طلوع خورشید،

هنگام خیس شدن طبیعت به یاد تو می افتم

به یاد تو که درخشش ستاره ها ، رنگارنگی گلها

آبی آسمان و دریا بخاطر وسعت سبز توست

تو را دوست دارم که همیشه به من مهربانی کرده ای

و در قبال ان چیزی نخواسته ای

ای معبود سبز...........

 

یاعلی

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 8 آبان1385ساعت 15:23 توسط آ?تابلاگ |

 

شب قدر بود

شب دل سپردن ، شب احیاء

واسه یک شب و تمامی سال

 گفتم منو ببخش

باز با رویی خندان گفت : بیا

واسه یک بار دیگه

سلام...

امسال چقدر زود گذشت ، جدی ؟!

تا سرمو بالا گرفتم و تاریخ نگاه کردم دیدم بیستم ماه رمضان  هست و   شب قدر ؟...

نمی دانم تا جقدر تونستی باخودتون توی این ماه باشید ،

نمی دانم تونستی یا نه با خدا جایی دنج برای گفتن نگفتن ها پیدا کنید.

شاید پشت بام،شاید هم زیرزمین،

                                        هر جایی فقط دنج و خلوت

 برای از نوترشدن و باور یگانه هستی عالم  ....

 

فصل خوب خودسازی

  که بیشترازهر روز و هر ماهی وقت دل بریدن است ....

% این میان شهادت عزیزی طنین انداز شب شد و ماه کامل خبر رفتن یار بیچارگان را می داد  ........

 شب شهادت آقا و مولایمان حضرت علی (ع) را به تمومی عزیزانم  تسلیت میگم.

 

((  بادستانی مهربان لقمه ای نون از کیسه ای از جنس نور          می داد، گویی مهربانیش حدی و حسابی نداشت به هرکس می رسید نمی دانم چه طور بگم ،  هرشب  می اومد عجیب است نیامده..... ))  

      یاعلی...

 

+ نوشته شده در شنبه 22 مهر1385ساعت 15:27 توسط آ?تابلاگ |

 

 

سلام!

1،2،3،4، ...                        ثانیه شمار داره می ره...........

وقتی داشتم مطلبی واسه وبلاگ آماده کردم با خودم گفتم که الان تنها چیزی که می تونه اثرگذار باشه فهم  و درک ماه رمضان هست برای همنوعان و حتی خودم !   11 ماه حرف های دنیا و یک ماه فقط اخروی ......                             

                     فقط و فقط خدا !!!

 

 

 

خوب اولین قدم با من ........................پیدا هم کردم!

ماه رمضان ازجنبه پزشکی :

محققان پی بردند که معده مانند یک سماور کارمی کنه ، همان طوری که می دونید سماور بعد از مدتی کارکرد در جداره آن رسوب جمع می شود که جزء کندن رسوب کار نمی شه کند یا بذاری همون طوری باشه ......

معده هم  همین طوره بتدریج درجداره آن میکروب هایی جمع میشه و وقتی ما روزه می گیریم از صبح تا نزدیک شب چیزی نمی خوریم ، معده ما وقتی برای بازسازی خودش پیدا می کنه و با ترشح این میکروب ها                          را کم کم بیرون می کند.

امتحان کنید آخرماه رمضان در گلویتان و زبانتان احساس بدی دارید احساس تلخی می کنید.  این همون پاکسازی معده اس!!!

 

سخنی از یک بزرگوار ....

شما اگه می دونستید در روزه چه فوایدی هست هر روز روزه می گرفتید .

                                     (اینو یادم رفته از کدام بزرگواره)

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 10 مهر1385ساعت 21:38 توسط آ?تابلاگ |

سلام...

ببخشید یه مدتی میشه که آپدیت نکردم سرگرم پیچ و خم های زندگی بودم ...

خوب،خودتونو آماده کردید؟برای رفتن به مهمانی همه دعوتیم!!!

ضیافت الهی

میزبان خدا ، مهمان تمام عالم هستی

بجنبید مهمانی داره شروع میشه با یک عالمه آدم مشتقاق که زرنگاشون حتی روزهای قبل اومدن و آماده شروع مهمانی هستن و با هم از خوبی های اون میگن (همونهایی که اعتکاف رو پشت سر گذاشتن)..........

صاحبخانه تدارک عجبی دیده ، کل سال صبر کرده تا این ماه یه عالمه هدیه و غذاهای خوشرنگ (برکت و ثواب ) آماده کرده می خواد این مهمانی باشکوهتر از سالهای قبل بشه ،

سفره رنگین از برکت های الهی تا می تونی اجازه خوردن غذا داری مطمئن باش هرچی که بخوری هنوز هم جا داری ........ یه هدیه زیبا هم به همه میده چیزی که توی همین مهمانی خیلی طرفدار (طرفدارش بیشتر میشه) پیدا می کنه (جدا از دنیای مادی و آشتی با قرآن)

خودش میگه که هر قسمتشو (آیه قرآن) بخونی من ثواب تمومش بهت میدم

یه مسابقه هم داره که برنده اون توشه یک سال بعد خودشو از دستان مهربان مجلس میگیره و با صلوات بر محمد (و هیچ کلاه برداری توش نیست ، البته مهم می تونن برنده بازی باشن بستگی به خودشون داره).........

خوب بجنبید دوستان تا دیر نشده و درهای خانه رو نبستن بجنبید......

بعضی مهمان ها هم باخودشون سرگرمی اوردن بر و بچه های تلویزیون رو میگم با فیلم «او یک فرشته بود2 »

......................

یاعلی

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه 1 مهر1385ساعت 16:20 توسط آ?تابلاگ |

سلام!

تعطیلات که خوش گذشت ،همون سه روز ایام نیمه شعبان ، بازم تبریک کی گم...

ان شاا... که خوبی و شادمانی براتون باشه. ما هم وبلاگو تعطیل کرده بودیم و با رفقا به هئیت و خیابان گردی رفته بودیم ،بگذریم... امیدوارم مطلب زیبا زیر را با هم درک کنیم .

 

پایش رابا لجاجت روی پدال گاز فشار می داد و عصبانی با خود زمزمه می کرد:

" بخشکی شانس! مگه من از مسعود چی کم دارم که اون باید ماشین آنچنانی داشته باشه و من این پیکان قراضه ؟مگه من از علی چی کم دارم که این همه ارث بی زبون گیرش اومده؟...        و مگه من ... "

ناگهان صدای ترمز شدیدی را شنید ، صدای خردشدن شیشه ها و تصادف دو شی فلزی سنگین ! برای لحظه ای خودش را دید که از درونش خارج می شو و با تمسخر از خوشیتن خداحافظی می کند.  

 

و در پایان سخنی از مانوئل کانت مهمانتان می کنم ...

از تماشمای دو چیز سیر نمی شوم،

                                      یکی آسمان پرستاره                 

                                                و دیگری وجدان نهفته در دل

 

یاعلی

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 18:39 توسط آ?تابلاگ |

 

   مهدی بیا 

    که جهان در انتظار توست

 

  

 سلام...

 تمام جهانیان درانتظار کسی هستند که می تونه نجاتشون بده می گیداز چی؟؟؟

  -- از تمام بی عدالتی هایی که در حق خودشون می کنن و قدر این عمر و این زندگی رو نمی دونن

–  از تمام کثافت کاری هایی که به قول خودشانو حال می کنن

_ از تمام ظلم هایی که به این مردمان مظلوم جهان می کنن و از جانب خودشون ازادی بخش جهانند...............

ولی خوشبختانه یه عده می دونن که یه روزی تموم میشه ....

 مثلااگه فیلم ماتریکس رو دیده باشید با با من موافقید که این خارجی ها هم می دونن یکی هست که باید یه وقتی بیاد...

 نئو که از زمین به فضای مجازی ماتریکس می ره و با اتفاقاتی که می افته باید ناجی میلیون ها انسانی باشه که می خوان زندگی کنن!!!

  ما مسلمون ها که دین و ایمان مون خیلی بیشتر از اینهاست این نجات دهنده عالم رو مهدی می دانیم..

                                             کسی که می گن صبح یه روز جمعه می یاد.........

ولادت منجی بشریت رو به تموم عاشقانش تبریک می گم....

امیدوارم که دعا های این مردم دل باخته هر چه زودتر براورده بشه...

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 15:37 توسط آ?تابلاگ |